آره اهله کاشان بوده و روزگارشم بد نبوده...
اما چرا طرفداره تیم عقابه تهران بوده خدا میدونه...
کاش الان بودش... نه؟؟؟
+
نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم شهریور 1384ساعت 5:0  توسط مجید
|
وای بر من و ما که بسیار دیر فهمیدیم دوستش داریم...
+
نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم شهریور 1384ساعت 3:2  توسط مجید
|
زندگي يعني
پريدن
سوي خوبيها دويدن
زندگي يعني تفاهم
جستجو,ديدن,تشابه
زندگي يعني پرستو
پر زدن ,رفتن,تكاپو
زندگي يعني پرستش
خواستن,گفتن,نوازش
زندگي يعني شمارش
روزگارس پر ز خواهش
زندگي....
ديدار عاشق در كنار كوي حسرت
زندگي....
معشوق, ديدن در كنار جوي فرقت
زندگي ....
يعني همينها
غير از اينها
هيچ ديگر...
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم شهریور 1384ساعت 3:48  توسط مجید
|
اگه گفتین این کیه؟؟؟...مطمئنن زن بزرگیه... ولی بگین کیه... منتظرم.
+
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم شهریور 1384ساعت 4:43  توسط مجید
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 16:9  توسط مجید
|
+
نوشته شده در جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 15:45  توسط مجید
|
+
نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 14:15  توسط مجید
|
خیلی خسته هستم .میخوام برم مسافرت.امیدوارم از خسته گی در بیام نه اینکه خستگیم بیشتر بشه یاد گذشته ها بخیر که هر روز به گشت و گذار بودیم ولی حالا...
+
نوشته شده در جمعه چهارم شهریور 1384ساعت 14:6  توسط مجید
|
+
نوشته شده در سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 4:9  توسط مجید
|